هنوز هم...

هنوز هم فکر می کنم برای بزرگ شدن باید خیلی غذا بخورم. همه چیز هم بخورم. آبگوشت را به زور و جوجه را به میل! شاید زود تر بزرگ شوم!

 

نقطه پایان

م.ص

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرام

دنیای کودکی مون رو خیلی دوست دارم.. خوردن غذاهایی که دوست نداشتیم به زور و یواشکی خالی کردن غذا رو غذای بقیه که وانمود کنیم منم غذامو خوردم..

آرام

ولی نمی دونستیم بزرگ شدن اونقدر ها هم که فکر می کردیم دوست داشتنی نیست دنیای بزرگ ها بزرگ هست ولی محدودیتش بیشتر از دنیای کودکی مون.. کاش الان بچه بودیم و امروز آبگوشت داشتیم و باید به زور تا ته می خوردیمش ولی وقتی همه اعضای خونه هستن و دلمون خوش بود آبگوشت واقعا بهترین غذای دنیا می شد......

NasibeH

هنوز هم نمیدانم که چرا هییچ آب گوشت یا جوجه ای نتوانست مرا بزرگ کند .. پاهایم فرو رفتند در زمان و من جا ماندم ..

ساناز صلح‌دوست

چقدر بچگي پر بود تو اين پست حتي لحن‌ش آره وقتي بچه‌اي به زور مامان و به بهانه بزرگ شدن مجبوري خيلي كارها بكني كه دوست نداري مثل خواب بعدازظهر مجبوري خيلي چيزها كه دوست نداري بخوري مثل آبگوشت و وانمود كني كه دوستشون داري و ازشون لذت مي‌بري اون‌قدر كه وقتي بزرگ شدي خواب بعداز ظهر و آب‌گوشت ميشن جزيي از زندگي‌ت كه كودكي‌هات رو پوشوندن هنوز هم جا مانده‌ام در كودكي‌هاي‌م

محمد

دوس دارم وختی بزرگ شدم......... از این میخوای بزرگتر شی نیره خ..

تداعی

اسم قاشق رو گذاشتی قطار...هواپیما...کشتی .... تا یک لقمه بیشتر بخورم ..! یادت هست مادر؟ شدی خلبان ؛ ملوان ؛ لوکوموتیوران..! می گفتی بخور تا بزرگ بشی قوی بشی ؛ آقا شیره بشی.! .................................... و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم.. حتی بغض های نترکیده ام را...........

لی لا

و من همیشه از این بزرگ شدن در هراسم ..... از این بزرگ شدنی که بیش اندازه زود بزرگ می شوم ..... و فکر می کنم چقد من کوچک نبوده ام ..... چقد دلم می خواهد بزرگتر نشوم ..................... حجم غصه های من هر روز به بزرگی خودم می شود..... و من بزرگتر

م آ

نان و آبگوشت و پیاز در کنار سفره برکت را ز خدا می خواهم

محسن

خیلی خوشم اومد چسبید.