چشم هایش را بسته بود!

دست بر پیشانی گذاشت و به آسمان خیره شد تا روزنی از نور پیدا کند. ولی چون خورشید می تابید ناگزیر چشم هایش را بسته بود!

+++ 

انگار برای دیدن دیدنی ها گاه  باید چشم ریز کنی تا ببینی آنکه کنارت ایستاده است بهترین کسی است که باید باشد.

روزمرگی چشم هایم را خواب کرده اند.

 

نقطه پایان

م.ص 

/ 4 نظر / 16 بازدید
م.ص

یکی آهسته می گوید کنارت هستم ای تنها

ساناز صلح‌دوست

گاهي وقتي چشم مي‌بندي ديدني بسيار است براي يك تنها بالاتر از اين چيزي نيست كه حتي يك آواي خاموش همراهيش كند

NasibeH

راست گفتی ... همه ش حرف دلم بود !

م آ

پنجره باز است اذان نزدیک است وقت دیدن خورشید رسید من هنوز خوابم